
بالاخره دور دوم کلاسهای فوق برنامه مدرسه آرش شروع شد و امروز صبح اوّلین جلسه تکواندو و شنا برگزار شد. ساعت 8:30 گذاشتمش مدرسه و نزدیک 11 تحویلش گرفتم. شیطونکم راضی بود از کلاسها ولی به جزئیات آن طبق معمول اصلاً اشاره ای نکرد. 

بعد از کلاس با هم رفتیم سیتی سنتر دنبال آرین جون اینا. یک دور کوچولو آنجا زدیم و بعد همگی با هم رفتیم فستیوال سنتر.

ایکیا را گشتیم و شیطونکها کلی سر به سر هم گذاشتند و لذت بردند و نزدیک ساعت 4 آرین جون اینا را رساندیم هتل تا بروند دبی گردی، ما هم رفتیم خرید کارفوری. آرش ساعت 6 بعدازظهر از خستگی بیهوش شد و خوابید.

[ آلبوم تصويري ]
+ نوشته شده در ساعت 0:22 قبل از ظهر توسط آرزو حقيقت پناه

هفته گذشته حسابی درگیر مدرسه بودیم.
هر روز صبح زود بدو بدو میرفتیم مدرسه تا مبادا Late Note بگیریم، عصرها هم از دانشگاه زود می آمدیم خانه که آرش بتونه قبل از ساعت 8 خواب باشه.
توی مدرسه ظاهراً دارند تلفظ th را که شبیه س یا ز است، باهاشون کار میکنند. الان دیگه کلماتی را که با th شروع میشوند معرکه تلفظ میکنه امّا مشکلی که پیش آمده اینه که S یا Z را هم که باید س و ز تلفظ بشه نوک زبانی میگه، از آن بدتر اینه که س و ز فارسی را هم درست مثل لکنت زبانی ها تلفظ میکنه!!!!
برای حل این مشکل کسی راه حلی به ذهنش میرسه؟!!!

و

امروز جمعه یک مهمان وبلاگی خیلی عزیز داشتیم: آرین جون و مامان و بابای مهربونش. نزدیک ظهر رفتیم دنبالشون. اول با هم رفتیم Dubai mall تا 7:30 شب آنجا بودیم، بعد از آنجا هم اول رفتیم وافی و بعد هم لامسی پلازا. نزدیک 10:30 بود که دم هتل پیاده شون کردیم. آرش و آرین کلی با هم بازی کردند و اصلاً هم دعوا نکردند 


و

پ.ن: شمارش معکوس سفرمون آغاز شده. سه شنبه ساعت 5 بعدازظهر راهی تهران هستیم. پنچشنبه که رفتم دنبال آرش دیدم یک چشم کمی ورم کرده داره و کنار چشمش قرمز و متورم است. نگو موقع بازی پای شاهین همکلاسیش کشیده شده به چشم آرش و کلی برای عروسی عمه شادی بچه ام خوشگل شده. 
[ آرش شيرينزبان ]
+ نوشته شده در ساعت 2:14 قبل از ظهر توسط آرزو حقيقت پناه






